با فعال سازي تلفن همراه، مي توانيد بدون اتصال به اينترنت و از طريق پيامک اقدام به ارسال پيام عمومي و نظر در پارسي يار نماييد.
براي ارسال پيام به پارسي يار، کافيست + در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
براي ارسال نظر برای آخرين پيامي که با پيامک به پارسي يار فرستاه ايد، کافيست ++ در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
در ازاي ارسال هر پيامک براي پارسي يار مبلغ 130 ريال از اعتبار کاربري شما کسر خواهد شد.
براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد.
در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov، flv و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود.
همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود.
توجه : برچسب هاي زير در متن ارسالي شما قابل استفاده است. در حين ارسال پيام براي
هر کاربر، داده مربوط به آن کاربر جايگزين اين بر چسب ها مي شود.
*pb:BlogNic* : عنوان کاربر در پارسي يار
*pb:BlogAuthor* : نام و نام خانوادگي مدير وبلاگ
*pb:BlogTitle* : عنوان وبلاگ
*pb:BlogUrl* : آدرس کامل وبلاگ
گزينه ها:
هر گزينه بايد در يک سطر مستقل قرار گيرد. گزينه ها با کليد Enter جدا شوند.
براي هر پيام حداقل دو و حداکثر ده گزينه قابل تعيين است.
هيچي فقط به خاطر اون چند تا فيدي كه اين آخري گذاشته بود سركوب شد خيلي بچه با حالي بود نامردا حقش نبود فيلترش كنن جاش خيلي تو پيام رسان خاليه...... - عارف خسته
+دل به يار بي وفاي خويشتن
دادم و ديدم سزاي خويشتن
زخم فرهاد و من از يک تيشه بود
او بسر زد و من بپاي خويشتن
هر که ننشيند بجاي خويشتن
افتد و بيند سزاي خويشتن . . .
+من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست ...کنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام.. گل بگو گل بشنو.. هر کسي ميخواهد ..وارد خانه پر مهر و صفامان گردد.. شرط وارد گشتن ..شستشوي دلهاست.. شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست ..بر درش برگ گلي ميکوبم. و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم.. اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر خانه دوست کجاست!!!
+ارزويم اين است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي/ آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد..............
+دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست
دارد تو دوستش نمي داري... . اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم
و آيين هرگز به هم نميرسند اين رنج است و زندگي يعني اين....
+خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه... مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه... آفتابي شه...!!! کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده
+يه روز شرلوک هلمز با دستيارش واتسن به تعطيلات ميرند و در ساحل دريا چادر ميزند و در داخل چادر مي خوابند ....
نيمه شب هلمز بيدار ميشه و واتسن رو هم بيدار ميکنه بعد ازش ميپرسه : واتسن تو از ديدن ستاره هاي آسمان چه نتيجه اي ميگيري ؟؟!!
واتسن هم شروع ميکند به فلسفه بافي در مورد ستارگان و ميگه اين ستاره ها خيلي بزرگند و به دليل دوري از ما اين قدر کوچک به نظر ميرسند و در ساير سيارگان هم ممکن حيات در آنها وجود داشته باشد و چند نوع انسان در کرات ديگر زندگي کنند ....
که در اين جا هلمز ميگه : واتسن عزيز !!! اولين نتيجه اي که مي بايست ميگرفتي اينه :
چادر ما رو دزديده اند !!!! - عارف خسته
آره قديمي ولي قشنگ ممنون از گشت و داش مجيد - عارف خسته
+اگر خواهي از کسي دشنام نشنوي کسي را دشنام مده(کوروش کبير)
+اين دوستاني که دم از جنگ ميزنند
از تيرهاي نخورده چرا لنگ ميزنند
هم سفره هاي خلوت آن روزها ببين
اين روزها چه ساده به هم انگ ميزنند
هر فصل از وحشت رسوا شدن هنوز
مارا به رنگ جماعتشان رنگ ميزنند
يوسف به بدنامي خود اعتراف کن
کز هر طرف به پيرهنت چنگ ميزنند
بازي عوض شده وهمان هم قطارها
از داخل قطار به ما سنگ ميزنند
بيهوده دل مبند بر اين تخت روي آب
روزي تمام اسکله ها زنگ ميزنند
+دلم عجيب گرفته است
و هيچ چيز،
نه اين دقايق خوشبو، که روي شاخهي نارنج ميشود
خاموش،
نه اين صداقت حرفي، که در سکوت ميان دو برگ اين
گل شببوست،
نه، هيچچيز مرا از هجوم خالي اطراف
نميرهاند.
و فکر ميکنم
که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد...